نامه به شهبانوی ایران زمین
علمی-اجتماعی
یک شنبه 29 بهمن 1391برچسب:, :: 16:28 ::  نويسنده : شمیلا سیامکی

 مستند از تهران تا قاهره را  دیدم . متاثر شدم. از اوج به قعر . از عرش به فرش . شهبانویی که اگر دوربینی وجود نداشت طور دیگری رفتار می کرد تا وقتی جلوی دوربین بود. آیا واقعا اگر شهبانو بودی بازهم با یک نوجوان یا جوانی که می خواست صدایت را بشنود تماس تلفنی می گرفتی ؟

می خواهم فقط این را بپرسم به چه جرم و گناهی جوانی بیگناه را که فقط عاشق نماز خواندن و صاحب الزمان بود و به خمینی نیز عشق می ورزید ناجوانمردانه کشتید ؟ جرمش چه بود ؟ نماز خواندن ؟ آیا هرگز قیام و مبارزه مسلحانه ای کرده بود یا بر علیه نظام شما اقدامی کرده بود ؟ حتی سیاسی هم نبود یک ستوان ارتش بود همین و بس. چرا نگذاشتید که زنده باشد و ازدواج کند و صاحب فرزندانی شود و این زمان که همسالانش ازدواج  فرزندانشان را جشن می گیرند و پست و مقام دارند و منتظر ورود نوه هایشان هستند او نیز از چنین لذتی برخوردار باشد؟

من قضاوت نمی کنم زیرا همه ی ما باید مورد قضاوت قرار بگیریم .اما خودت هم فرزندانت را از دست دادی و می دانی که چقدر دردناک است . بیچاره پدرو مادرم که طاقت نیاوردند و بیچاره  ماها . یک عمر است که این غم کشنده را به دوش می کشیم . غمی که هیچ چیزی دردناک تر از آن نیست . مرگ حق است و گریزی از آن نیست ولی این گونه ناجوانمردانه مردن خیلی دردناک است .

حالا خودتان را جلوی دوربینها محق جلوه می دهید .

نمی دانم کسانی که از شماها حمایت می کنند از جنایات شما آگاه هستند یا نه؟ یا خودشان از جیره خوارهای دربار بودند و پست و مقامهای بالا داشتند.

واقعا چند هزار نفر بیگناه و مبارز به دستور شما از نعمت نفس کشیدن و دیدن طلوع و غروب خورشید محروم شدند؟ چند نفر را از دیدن شبهای مهتابی بی نصیب گذاشتید ؟ چند نفر را از داشتن همسر و فرزند محروم کردید؟ چند خانواده را به ماتم و سوگ نشاندید ؟

شهبانو اگر جای تو بودم دیگر دلم برای آن همه شکوه و جلال و جبروت و افتخار و شهرت و گردش و تفریح و زیباترین و گرانبهاترین و لوکس ترین تجملات و زیورآلات و وسایل زندگی تنگ نمیشد زیرا در پشت همه ی آنها چهره ی خونهای به خاک ریخته شده و آه خانواده هایشان پنهان شده است .

شاه در هنگام فرار گریه می کرد ، می گفت غلط کردم همه چیز را جبران می کنم . خودت الان بهتر باید بدانی که خیلی از چیزها را نمی شود جبران کرد . به نظر من همه چیز قابل جبران می تواند باشد و با همه مشکلات و گرفتاریها می شود کنار آمد الا مرگ عزیزان .

 مگرمبارزان چه می خواستند غذا برای خوردن، سر پناهی برای زندگی کردن ، یک شغل آبرومند و یک زندگی شرافتمندانه . نه کاخهای شما را می خواستند و نه تاجها و مقامهای شما را .

چند اتومبیل و هواپیما شما داشتید و چند کاخ و قصر؟  چند نفر در ایران از امکانات خوب برخوردار بودند ؟.

در مراسم جشنهای 2500 ساله چه غذاهایی از کجا سفارش دادید چه هزینه های گزافی وحالا کاری به مفاسد اخلاقی ندارم. چقدر بریز و بپاش برای چند نفر و ملت گرسنه و پابرهنه بودند. آیا این انصاف بود؟

همه ی انسانها برای حیوانات نیز دانه می پراکنند تا زندگی کنند یعنی ملتت از حیوانات نیز کمتر بودند؟

شما زمانی  که بر ایران حکومت می کردید  مرتب در امریکا و اروپا زندگی می کردید و افتخار هم می کردید . حالا چرا ناراحتید و می خواهید به ایران برگردید ؟ پولتان ته کشیده ؟ یا دلتان برای خوش خدمتی های ملت صادق تنگ شده یا می خواهید دوباره از ملت سواری بگیرید؟ ملت دیگر به کسی سواری نمی دهد حواستان جمع باشد .

فقط یک لحظه فکر کن به چه مجوزی جانها را می ستاندید ؟ مگر ملک الموت بودید ؟آخخخخخخخخخخخخخخخخخخ و

 آهههههههههههههههههههههههههه . امان از نامرادیها و نامردمیها . چگونه باید جبران کنید ؟ چگونه باید پاسخگو باشید ؟ لطفا اشک تمساح ریختن را بس کنید.



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





    درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.
    آخرین مطالب
    آرشيو وبلاگ
    پیوندهای روزانه
    پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان علمی-اجتماعی و آدرس shamila.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





    نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 36
بازدید دیروز : 108
بازدید هفته : 224
بازدید ماه : 7756
بازدید کل : 3567841
تعداد مطالب : 14893
تعداد نظرات : 281
تعداد آنلاین : 1

<>